استاد سید رضا کمال علوی از صحنه پر کشید..

تعرفه تبلیغات در سایت
Image result for ‫رضا کمال علوی‬‎

زمستان است..

  • زمستان قوچان..!
    برف ریز در حال باریدن است. نه از آن برف ها که آسمان ببارد و سبک شود.. نه! آنقدر ریز، که باری از غم و اندوه جانکاهش سبک نمیکند..
    اصلا همین است که استخوان سوز است..
    همه در حال آماده شدن برای گرفتن سکانس های قوچان سریال محله ی سپیداریم. 
    و آموزگار مهربانم و وای خدایا.. حالا هم بازی ام "آقای سید رضا کمال علوی" زودتر از همه، زیر خیمه ی سنگین ابرهای تیره ایستاده.. زیر لب چیزی زمزمه میکند و لبخند میزند.. اما من میبینم که برف ریز روی شانه هایش نشسته.. دوستش دارم.. چون دوست داشتنی ست.. چون دوست داشتنی بود.. پس به بهانه ی صبح، دستش را میگیرم و میبوسمش.. گونه هایش را باد نواخته و سرد است اما دست های گرمش به من اطمینان میدهد.. همیشه ..
    از همان اولین روز که در آموزشگاه موج نو با شوق به سراغش رفتم و او که خود عاشق بود، برق چشمانم را دید و مرا پذیرفت..
    و وقتی اولین نقش را در فیلم احمد جان شادکامی بازی کردم، طوری ذوق کرد و بالید، انگار پدری شکفتن فرزند را به چشم دیده..
    اما همیشه پرسش بزرگ من وقتی هنوز خام بودم و سوار مست و یکه تاز، این بود..
    چرا بازیگری تا به این حد انسان، باهوش، نخبه و با تربیت و با ادب.. نتوانسته آنچنان که باید همچون تئاتر در فیلم و سینما هم بدرخشد...؟!
    چرا بزرگی چون او باید به حاشیه رانده شود...؟!
    و سال ها بعد پاسخ گرفتم..
    "نجابت".
    بله... استاد سید رضا کمال علوی به غایت نجیب بودند و با اخلاق.
    و در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست، تاوان نجابت همین است.
    ناباورانه.. امروز جمعه شانزدهم مهر ماه، استاد پس از تحمل سال ها بیماری، برای همیشه صحنه را ترک کردند.. میراث و تربیت ایشان نسل ها در هنر بازیگری خراسان جاری خواهد بود.. و نام نیک ایشان تا ابد جاودان...
    به خانواده ی محترم ایشان و جامعه ی تئاتر و سینمای خراسان تسلیت عرض میکنم.
    روحت شاد استاد عزیزم.. همیشه دوستت دارم.. به امید دیدار..

نویسنده : بازدید : 11 تاريخ : شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 10:29

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :